www.alichap.com

 
 



اراده

در هر زمان و هر دوره ای انسانهای بزرگی بودند که از قید و بند ها رها شدند. آنها روی باور ها پا گذاشتند و از تعصبات و تحجرات حاکم بر زندگیشان گذر کردند. آنها درک کردند که می توانند. آنها اراده کردند و موفق شدند.

اگر یک انسان خوشبخت در طول تاریخ وجود داشته باشد شما می توانید دومی باشید.  اگر یک انسان دانا در تاریخ وجود داشته باشد شما میتوانید دومی باشید. راه انسانهای بزرگ را دنبال کنید. ببینید با چه سختی و با چه همتی مشکلات را پشت سر گذاشته اند. 

همیشه خواستن توانستن است. باید از سستی ها عبور کرد. باید روی پاها ایستاد و به جلو حرکت کرد. خواستن توانستن است.

گرمرد رهی میان خون باید رفت
از پای فتاده سرنگون باید رفت
تو پای به راه در نه و هیچ مپرس
خود راه بگویدت که چون خواهد رفت

مواظب باشید اراده را با حماقت اشتباه نگیرید.  باید حرکت کنید اما قبل از حرکت باید مقصد را بشناسید. کدام الگوها را باید زیر پا گذاشت ؟ کدام عمل باید دیگر تکرار نشود ؟ کدام عمل باید مکرر تکرار شود ؟

اما توجه داشته باشید که علاوه بر اراده و توکل باید هدفمند باشیم. هر حرکت اشتباه ممکن است باعث تکرار الگوهای قبلی شود.


1387/05/09


الگوها 3

اول بابت تاخیری معذرت میخوام. این تاخیر دو علت داشت.اول اینکه به شدت گرفتار بودم و دوم اینکه شاید زمان نوشتن نبود. گویی قرار نبود بنویسم چون هر بار به نوعی موفق به این امر نمیشدم. شاید اراده ای مانع از نوشتن مطلب مورد نظرم میشد.

تا به اینجا رسیدیم که بسیاری چیزها را از دست داده ایم و بسیاری موقعیت هایمان حیف شده. توان بدست آوردن خیلی چیزها و توان فرار از خیلی چیزهای دیگر را نداشته ایم . ممکن است چیزی را بدست آورده باشیم و بدایلی نتوانیم آن را حفظ کنیم.

اما چکار میتوان کرد ؟ قطعا نمی توانیم به گذشته برگردیم اما میتوانیم منتظر تکرار بعدی الگو باشیم. ما میتوانیم به هدفها به مانند مقصد یک قطار نگاه کنیم. اول باید ایستگاه را پیداکنیم. بلیط تهیه کنیم  و منتظر قطار بعدی باشیم.

اگر کمی کودن باشیم چاره ای نداریم مگر خوش شانس باشیم تا بلافاصله قطاری پیدا شود. اما آدمهای باهوش با آگاهی  می توانند در بستر زمان حرکت کنند. یونگ می گوید : هر امری در دنیا کیفیتی از زمان را با خود دارد. البته یونگ از مکان صحبتی نمیکند ولی قطعا کیفیتی از مکان را دارد چرا که عملی که در یک رستوران انجام میشود قطعا کیفت متفاوتی از عملی در یک ایستگاه قطار دارد.

ایستگاه بعدی کی به ما می رسد ؟ یک کوان قدیمی ذن بود که میگفت : وقتی از روی پل رد میشوی رودخانه ثابت است و تو حرکت میکنی ولی وقتی کنار رود می نشینی ، تو ثابتی و رودخانه حرکت میکند.

با این حساب ما می توانیم خود حرکت کنیم یا شاهد حرکت دنیا باشیم. می توانیم مثل ارشمیدس تکیه گاهی طلب کنیم که با آن دنیا را جابجا کنیم یا میتوانیم سرجایمان بیاستیم و مطمئن باشیم دنیا خود به خود جابجا می شود.

به هر حال نباید صبر کنیم که سرنوشت برای ما تصمیم بگیرد.ما در این دنیا نیستیم که بطور متوالی شکست بخوریم. هرچند این حرف بهانه ای برای توجیه بیچارگی های ما نیست.

بگذارید کمی کلمه شکست را باز کنیم.معمولا چه زمانی شکست میخوریم ؟ زمانی که راه را اشتباه انتخاب کرده ایم. زمانی که وسیله را اشتباه انتخاب کرده ایم. زمانی که زورمان کم زور است! و زمانی که در کاری که میکنیم تبحر لازم را نداریم... و البته یک فاکتور بسیار مهم دیگر اینکه صلاح نبوده.

شاید بهتر باشد اول مکانیزم شکست ناپذیری را برای خود فعال کنیم. صادقانه در مورد شکست هایمان فکر کنیم. چه چیزی کم داشتیم ؟ دفعه بعد چه باید کرد ؟ تا کی باید بازنده باشیم ؟

بخاطر داشته باشید دنیا پر است معماهای پیچیده که با پیدا شدن پاسخ آنها دیگر معمایی وجود ندارد.


1387/04/25


الگوها 2

  این که از اتفاقات و رویداد ها بعنوان الگو نام بردم به این دلیل بود که رویدادها الزاما قابل تکرار نیستند اما الگو ها قطعا به دو صورت  تکرار میشوند. در حالت اول یک الگو برای یک فرد چندین بار تکرار میشود که اسم آن را الگوی فردی می گذاریم و در حالت دوم یک الگوی انسانی برای افراد گوناگون تکرار می شود.

در قسمت قبل گفتم که کاری به کیفیت الگو ها ندارم اما در این بخش قصد دارم برای الگوها کیفیت خوش آیند و ناخوشایند و خنثی را قائل شوم. صرف نظر از اختلاف عقاید و اینکه چه الگویی برای کدامیک از ما خوش آیند یا ناخوش آیند است ، میتوان اینگونه گفت که همه ما دوست داریم از تکرار الگوهای ناخوشایند جلوگیری کنیم و بالعکس دوست داریم الگوهای خوش آیند برایمان تکرار شود.

حتما مستحضر هستید که اغلب اوقات دشواری هایی بر سر راه رسید به این الگو ها قرار دارد. ساده ترین الگو می تواند دیدن سریال های بی مزه تلویزیون باشد و ساده ترین مانع زنگ زدن بی موقع تلفن. 

اما این فقط یک مثال بود. قطعا مواردی هستند که ما برای رسیدن به آن لحظه شماری میکنیم. دیر رسیدن به سر کار به اندازه دیر رسیدن به جلسه کنکور یا پرواز هواپیما اهمیت ندارد. گاهی شما سالی یک بار فرصت ثبت نام در یک کلاس را دارید اما از همه اینها مهمتر فرصت هایی هستند که در تمام طول عمر یک بار ممکن است نصیب شما شود.

قسمت دردناک ماجرا همینجاست. یک بار فرصتی را از دست میدهیم و یک عمر برای آن حسرت میخوریم. شاید این هم خوش آیند باشد چون میتوان از الگوی امیدواری استفاده کرد اما وای به زمانی که حتی به از دست دادن آن فرصت هم واقف نباشیم.

تا این مرحله می توانید خوب فکر کنید و ببینید چه فرصتهایی را از دست داده اید ؟ آیا امکان تکرار آنها وجود دارد یا شانس فقط یک بار درب خانه شما را می زند ؟ آیا راهی وجود دارد که فرصتهای از دست داده را جبران کنید ؟

بعنوان یک مورد خیلی خاص  و خیلی مهم فرصت سلامتی ، جوانی ، دوران تحصیلات و حضور در مورد خانواده را برسی کنید و ببینید راهی برای بازگشت داریم ؟


1387/03/15


الگوها 1

 مقدمه : بحثی طولانی را شروع کردم. صبور باشید.

بخش شناخته شده زندگی ما انسانها بر اساس یک روند منطقی یا نسبتاً منطقی شکل میگیرد و ادامه پیدا میکند یا حد اقل اگر بصورت منطقی قابل قضاوت نباشد از روابط پیچیده علت و معلولی مستقیم و غیر مستقیم پیروی میکند و در نهایت در پیچیده ترین حالات در حیطه مجهولات طبقه بندی میشود.  قطعا لایه های ناشناخته ای هم وجود دارد که هنوز برای آنها جایگاهی تعریف نشده. 

مطمئن هستم که همه ما اعتقاد داریم که بخش عظیمی از وقایع دور و بر ما قابل برسی و تحلیل هستند و تا حدودی  بطور عام و کلی از الگو هایی استفاده میکنند که قابل شناسایی باشند.

یکی از معروف ترین الگوهایی که با آن سرکار داریم الگوهای تقویمی هستند. مثلا اکثریت جامعه  ما روز جمعه را تعطیل تعریف میکنند و حتی اگر روز جمعه را کارکنند باز هم آن را تعطیل میدانند و کار خود را "کار کردن در روز تعطیل تعریف میکنند".  در حقیقت آنها هم به تعطیلی تقویمی بعنوان یک الگو معترفند. خود این الگو وجود دارد اما ما ملزم به رعایت آن نیستیم. درعین حال اگر کامپیوترتان در یک روز تعطیل بر اثر نوسان برق دچار سوزش شود! مجبورید تا بعد از تعطیلات صبر کنید. امری که بارهابرای من اتفاق افتاده.

بنابراین شناخت الگوهای برای بهبود شرایط زندگی یک اصل بنیادی است. اینجا تذکر میدم که بحث من کلیت الگوهاست نه الگوهای اجتماعی و این مثال فقط برای مثال بود و قصد ندارم همینجا گیر کنم. در عین حال به الگو های درست و غلط هم کاری ندارم و الزام بکارگیری آنها ندارم بلکه به شکلی هدفمند به این الگوها نگاه میکنم.

الگوهای اجتماعی و مادی تنها مثالی بودند تا بتونم از الگو های خاص صحبت کنم


 


1387/03/07


؟

فلسفی بنویسم ؟!

 .

.

.

.

.نه. نمی نویسم.


1387/03/06





 

 


درباره من

سایت شخصی
اورکات
ايميل

سایتهای دیگر!

روندگان
ندانستگی
پویا نیکپور

ibannex.net


فک و فامیل

سروش
رهایی
فاطی ترابی
از اون بالا
Laleva
آنانیتا (SA)
سارا
عاقلانه
گلعذار

وکالیست سوپرانو

باربی
وب نوشته های یک روح سرکش
Star Photo Blog

MEMET
مهربانیها
عطا خلیقی
روی ابرها
هدی
دونه برف
به تو
رادیو سیتی
لحظه های انتظار
دریایی ترین

عزیزستان
خودضایع کنی نوشتاری
عشق بچگی
رود من
سکوت
graphicy
مستر موزيک
مریم اسدی
يادداشت هاي يک ديوانه
يادداشت هاي يک ديوانه


بایگانی

مرداد 1387
تير 1387
خرداد 1387
ارديبهشت 1387

hosted by ibannnex.net