|
این که از اتفاقات و رویداد ها بعنوان الگو نام بردم به این دلیل بود که رویدادها الزاما قابل تکرار نیستند اما الگو ها قطعا به دو صورت تکرار میشوند. در حالت اول یک الگو برای یک فرد چندین بار تکرار میشود که اسم آن را الگوی فردی می گذاریم و در حالت دوم یک الگوی انسانی برای افراد گوناگون تکرار می شود. در قسمت قبل گفتم که کاری به کیفیت الگو ها ندارم اما در این بخش قصد دارم برای الگوها کیفیت خوش آیند و ناخوشایند و خنثی را قائل شوم. صرف نظر از اختلاف عقاید و اینکه چه الگویی برای کدامیک از ما خوش آیند یا ناخوش آیند است ، میتوان اینگونه گفت که همه ما دوست داریم از تکرار الگوهای ناخوشایند جلوگیری کنیم و بالعکس دوست داریم الگوهای خوش آیند برایمان تکرار شود. حتما مستحضر هستید که اغلب اوقات دشواری هایی بر سر راه رسید به این الگو ها قرار دارد. ساده ترین الگو می تواند دیدن سریال های بی مزه تلویزیون باشد و ساده ترین مانع زنگ زدن بی موقع تلفن. اما این فقط یک مثال بود. قطعا مواردی هستند که ما برای رسیدن به آن لحظه شماری میکنیم. دیر رسیدن به سر کار به اندازه دیر رسیدن به جلسه کنکور یا پرواز هواپیما اهمیت ندارد. گاهی شما سالی یک بار فرصت ثبت نام در یک کلاس را دارید اما از همه اینها مهمتر فرصت هایی هستند که در تمام طول عمر یک بار ممکن است نصیب شما شود. قسمت دردناک ماجرا همینجاست. یک بار فرصتی را از دست میدهیم و یک عمر برای آن حسرت میخوریم. شاید این هم خوش آیند باشد چون میتوان از الگوی امیدواری استفاده کرد اما وای به زمانی که حتی به از دست دادن آن فرصت هم واقف نباشیم. تا این مرحله می توانید خوب فکر کنید و ببینید چه فرصتهایی را از دست داده اید ؟ آیا امکان تکرار آنها وجود دارد یا شانس فقط یک بار درب خانه شما را می زند ؟ آیا راهی وجود دارد که فرصتهای از دست داده را جبران کنید ؟ بعنوان یک مورد خیلی خاص و خیلی مهم فرصت سلامتی ، جوانی ، دوران تحصیلات و حضور در مورد خانواده را برسی کنید و ببینید راهی برای بازگشت داریم ؟ |