الگوها 2

  این که از اتفاقات و رویداد ها بعنوان الگو نام بردم به این دلیل بود که رویدادها الزاما قابل تکرار نیستند اما الگو ها قطعا به دو صورت  تکرار میشوند. در حالت اول یک الگو برای یک فرد چندین بار تکرار میشود که اسم آن را الگوی فردی می گذاریم و در حالت دوم یک الگوی انسانی برای افراد گوناگون تکرار می شود.

در قسمت قبل گفتم که کاری به کیفیت الگو ها ندارم اما در این بخش قصد دارم برای الگوها کیفیت خوش آیند و ناخوشایند و خنثی را قائل شوم. صرف نظر از اختلاف عقاید و اینکه چه الگویی برای کدامیک از ما خوش آیند یا ناخوش آیند است ، میتوان اینگونه گفت که همه ما دوست داریم از تکرار الگوهای ناخوشایند جلوگیری کنیم و بالعکس دوست داریم الگوهای خوش آیند برایمان تکرار شود.

حتما مستحضر هستید که اغلب اوقات دشواری هایی بر سر راه رسید به این الگو ها قرار دارد. ساده ترین الگو می تواند دیدن سریال های بی مزه تلویزیون باشد و ساده ترین مانع زنگ زدن بی موقع تلفن. 

اما این فقط یک مثال بود. قطعا مواردی هستند که ما برای رسیدن به آن لحظه شماری میکنیم. دیر رسیدن به سر کار به اندازه دیر رسیدن به جلسه کنکور یا پرواز هواپیما اهمیت ندارد. گاهی شما سالی یک بار فرصت ثبت نام در یک کلاس را دارید اما از همه اینها مهمتر فرصت هایی هستند که در تمام طول عمر یک بار ممکن است نصیب شما شود.

قسمت دردناک ماجرا همینجاست. یک بار فرصتی را از دست میدهیم و یک عمر برای آن حسرت میخوریم. شاید این هم خوش آیند باشد چون میتوان از الگوی امیدواری استفاده کرد اما وای به زمانی که حتی به از دست دادن آن فرصت هم واقف نباشیم.

تا این مرحله می توانید خوب فکر کنید و ببینید چه فرصتهایی را از دست داده اید ؟ آیا امکان تکرار آنها وجود دارد یا شانس فقط یک بار درب خانه شما را می زند ؟ آیا راهی وجود دارد که فرصتهای از دست داده را جبران کنید ؟

بعنوان یک مورد خیلی خاص  و خیلی مهم فرصت سلامتی ، جوانی ، دوران تحصیلات و حضور در مورد خانواده را برسی کنید و ببینید راهی برای بازگشت داریم ؟


1387/03/15


الگوها 1

 مقدمه : بحثی طولانی را شروع کردم. صبور باشید.

بخش شناخته شده زندگی ما انسانها بر اساس یک روند منطقی یا نسبتاً منطقی شکل میگیرد و ادامه پیدا میکند یا حد اقل اگر بصورت منطقی قابل قضاوت نباشد از روابط پیچیده علت و معلولی مستقیم و غیر مستقیم پیروی میکند و در نهایت در پیچیده ترین حالات در حیطه مجهولات طبقه بندی میشود.  قطعا لایه های ناشناخته ای هم وجود دارد که هنوز برای آنها جایگاهی تعریف نشده. 

مطمئن هستم که همه ما اعتقاد داریم که بخش عظیمی از وقایع دور و بر ما قابل برسی و تحلیل هستند و تا حدودی  بطور عام و کلی از الگو هایی استفاده میکنند که قابل شناسایی باشند.

یکی از معروف ترین الگوهایی که با آن سرکار داریم الگوهای تقویمی هستند. مثلا اکثریت جامعه  ما روز جمعه را تعطیل تعریف میکنند و حتی اگر روز جمعه را کارکنند باز هم آن را تعطیل میدانند و کار خود را "کار کردن در روز تعطیل تعریف میکنند".  در حقیقت آنها هم به تعطیلی تقویمی بعنوان یک الگو معترفند. خود این الگو وجود دارد اما ما ملزم به رعایت آن نیستیم. درعین حال اگر کامپیوترتان در یک روز تعطیل بر اثر نوسان برق دچار سوزش شود! مجبورید تا بعد از تعطیلات صبر کنید. امری که بارهابرای من اتفاق افتاده.

بنابراین شناخت الگوهای برای بهبود شرایط زندگی یک اصل بنیادی است. اینجا تذکر میدم که بحث من کلیت الگوهاست نه الگوهای اجتماعی و این مثال فقط برای مثال بود و قصد ندارم همینجا گیر کنم. در عین حال به الگو های درست و غلط هم کاری ندارم و الزام بکارگیری آنها ندارم بلکه به شکلی هدفمند به این الگوها نگاه میکنم.

الگوهای اجتماعی و مادی تنها مثالی بودند تا بتونم از الگو های خاص صحبت کنم


 


1387/03/07


؟

فلسفی بنویسم ؟!

 .

.

.

.

.نه. نمی نویسم.


1387/03/06


سلام

امروز بعد از مدتها یک روز تمام استراحت کردم. یکی دو تا فیلم دیدم و دست به هیچ کاری نزدم. فاز اول نرم افزاری که مشغول نوشتن آن بودم بعد از حدود 18 ماه به پایان رسیده. الان وارد بخش اشکال زدایی شدم و بزودی وارد مسائل بسته بدنی و توزیع خواهم شد. از طرفی افتخار میکنم که محصولی قابل تقدیر ایجاد کردم. توضیح بیشتر برای این برنامه باشد برای آینده.

این روزها مشغول ساخت یک آهنگ هارد راک برای یکی از دوستان هستم. فضایی کاملا متفاوت از چیزی که تا حالا تجربه کردم.  چند تا سایت با مزه جدید هم کار کردم

سایتهای www.atousanik.com  و www.atousadreamhomedesign.com  آخرین کارهایی بودند که انجام شدند و www.behradsanat.com و www.taktahlilgaran.com و www.farshidsamadi.com کارهای نیمه کاره ای هستند که باید توی همین روزها  تموم بشن.

همه اینها درکنار خواندن فشرده زبان با نجوم باعث شده بود به کلی از نوشتن غافل بشم. چند باری هم چیزهایی به ذهنم رسید اما انقدر خاص بود که بدرد اینجا نمیخورد. به هر حال از این به بعد جریان اینجا به کلی تغییر میکنه.

منتظر باشید

 

 

 


1387/03/01





 

 


درباره من

سایت شخصی
اورکات
ايميل

سایتهای دیگر!

روندگان
ندانستگی
پویا نیکپور

ibannex.net


فک و فامیل

سروش
رهایی
فاطی ترابی
از اون بالا
Laleva
آنانیتا (SA)
سارا
عاقلانه
گلعذار

وکالیست سوپرانو

باربی
وب نوشته های یک روح سرکش
Star Photo Blog

MEMET
مهربانیها
عطا خلیقی
روی ابرها
هدی
دونه برف
به تو
رادیو سیتی
لحظه های انتظار
دریایی ترین

عزیزستان
خودضایع کنی نوشتاری
عشق بچگی
رود من
سکوت
graphicy
مستر موزيک
مریم اسدی
يادداشت هاي يک ديوانه
يادداشت هاي يک ديوانه


بایگانی

تير 1389
فروردين 1389
بهمن 1388
آذر 1388
آبان 1388
ارديبهشت 1388
فروردين 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دي 1387
آذر 1387
مهر 1387
مرداد 1387
تير 1387
خرداد 1387
ارديبهشت 1387

hosted by ibannnex.net